شخصیت فردوسی و داستان شاهنامه در گفتار تاجیکان
روشن رحمانی
پژوهشگر تاجیک
به روز شده: 10:35 گرينويچ - جمعه 13 مه 2011 - 23 اردیبهشت 1390
معلوم است که «شاهنامه» ابوالقاسم فردوسی پس از درگذشت این ادیب بیهمتای فارسیزبانان دنیا، ورد زبان محفل و انجمن ها گردید.
در قلمرو حوزه فرهنگ مردم ایرانیتبار شاهنامه به منطقههای گوناگون راه یافت و بر ادبیات جهان تأثیر گذاشت. همچنین در میان آن قوم و ملت هایی که غیرایرانی هستند نیز گسترش پیدا نموده در گفتار آنها نیز برخی از داستان های شاهنامه نقل گردید. مثلا، در میان قوم های ترک تبار، ارامنه و گرجی ها.
پس از آن که علم فولکلورشناسی وارد کشورهای ایرانیتبار گردید، ادیبان و پژوهندگان آنها باید به گردآوری گفتههای مردم در باره فردوسی و شاهنامه نیز میپرداختند. اما این کار به طور باید و شاید انجام نپذیرفت. هنوز هم یکی از مسئلههای مهم در علم ادبیاتشناسی و فولکلورشناسی کشورهای فارسیزبان و قوم های دیگر ایرانی به مانند کُردها، پشتون ها، بلوچ ها، استین ها همانا آن است که پژوهندگان باید از میان مردم متنهای گفتاری شاهنامه را گرد آورند، با گویش مردمی نشر نمایند و بعدا مورد بررسی علمی قرار بدهند.
این کار در هر سه کشور فارسیزبان (ایران، تاجیکستان، افغانستان) و قوم های دیگر ایرانیتبار، که بیرون از این کشورها زندگی میکنند باید به طور جداگانه صورت بگیرد و بعد از آن که مواد دسترس گردید به طور مقایسه و تیپولوژی تحلیل نمودن آن آسان خواهد شد.
تا به امروز در کشورهای فارسیزبان (ایران، تاجیکستان و افغانستان) راجع به شخصیت فردوسی و «شاهنامه» در گفتار مردم چه کارهایی شده؟ در کشور ایران مواد فراوانی به تلاش زنده یاد استاد ابوالقاسم انجوی شیرازی در سه جلد گفتههای مردم گردآوری و نشر گردیده است. [انجوی ۱۳۶۹ه، ۱۳۶۹ب، ۱۳۶۹و]

