‏نمایش پست‌ها با برچسب زنان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زنان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰-۰۴-۳۰

حجاب و سرنوشت زن ایرانی

تنـــــه نـــــزن טאנה נאזאן TANEHNAZAN.COM: چگونه بعد از انقلاب اسلامی * حجاب * بر سرنوشت زن ایرانی چیره شد و رویدادهـــای جنبی مخفی و علنی مربوط به ان . مقاله ئی تحقیقی

چگونه بعد از انقلاب اسلامی * حجاب * بر سرنوشت زن ایرانی چیره شد و رویدادهـــای جنبی مخفی و علنی مربوط به ان . مقاله ئی تحقیقی




داستان اجباری شدن حجاب در ایران
نیما نامداری ، رادیو زمانه
تهیه و تنظیم : داوید
بیست و پنجم ژانویه ۲۰۰۸





حجاب چگونه اجباری شد؟


پاسخ این سوال را گاهی افرادی که از نزدیک شاهد واقعه انقلاب ۱۳۵۷ بودند هم دقیق و کامل نمی‌دانند. واقعیت آن است که حجاب اسلامی پیش از آنکه در قالب حکمی قانونی اجباری شود در فرایندی سیاسی و امنیتی به جامعه القا شد. بازخوانی این روایت، می ‌تواند شناخت دقیق ‌تر حجاب اسلامی به مثابه بخشی از ایدئولوژی نظام برخاسته از انقلاب اسلامی را تسهیل کند. ضمن اینکه برای ارزیابی میزان موفقیت حجاب اجباری در دست یابی به اهدافی که در ابتدای انقلاب برای آن تصویر شد هم این بازخوانی ضرورت زیادی دارد. در این نوشتار و بخشهای بعدی که به زودی انتشار خواهد یافت تلاش شده صرفاً با استفاده از مندرجات روزنامه کیهان در ابتدای انقلاب این روایت بازآفرینی شود.
اتحاد روشنفکر و روحانی بر ضدِ زنان جلف
در همان روزی که محمد ‌رضا پهلوی ایران را ترک کرد، روزنامه کیهان مصاحبه ‌ای از آیت ‌الله منتظری که تازه از زندان آزاد شده بود با روزنامه فرانسوی لوسووار منتشر کرد که در آن از حجاب اسلامی هم صحبت شده بود. او در پاسخ به این سوال که آیا به نظر شما دختران و زنان باید حتماً در چادر پوشیده باشند می ‌گوید:

اصلاً حجاب اسلامی به معنی پوشیده شدن در چادر و انزوای اجتماعی نیست هدف آن است که زن در جامعه لخت نباشد که وسیله شهوت ‌رانی قرار گیرد. وگرنه با مراعات حجاب اسلامی و عدم اختلاط دختر و پسر، از نظر اسلام آزادیهای مورد نیاز برای زنان و دختران تامین می شود و آنها از تمام مزایا و حقوق اجتماعی مشروع بهره مند ( ۲۶ دیماه ۵۷ شماره ۱۰۶۱۴ صفحه ۳ ).
واژه «‌لخت ‌»، از این پس مدام در ادبیات انقلابیون مذهبی تکرار می ‌شود. در ستون کیهان و شما» در روزنامه کیهان که « بازتاب دهنده تلفنهای خوانندگان روزنامه است هم پیامهای جالبی در مورد حجاب می ‌توان دید . مثلاً در ۲۷ دی پروین افشار می ‌گوید : این روزها خانم ‌های چادری رفتار بسیار بدی با زنان بی ‌حجاب دارند و هر جا که زن بی ‌ چادری را ببینند به او توهین می ‌کنند. حتی بعضی از جوانان ضمن متلک گفتن به این گروه از زنان موجبات آزار بدنی آنان را نیز فراهم می ‌کنند. شما را به ‌خدا در روزنامه به این گونه افراد تذکر بدهید و بگویید این کارها شایسته افراد مومن و با تقوا نیست.
و یا در ۲۷ دی بتول اخوت ‌پور گفته است
امروز تظاهراتی در خیابان بلوار برپا بود. به دلیل علاقه ‌ای که به رشد نهضت ملی ایران و سرکوب استبداد دارم با شور و شوق فراوان به میان تظاهر کنندگان رفتم و با آنان هم ‌صدا شدم. اما با کمال تعجب گروهی به سوی من آمدند و با این بهانه که من چادر به سر ندارم مرا از صف تظاهر ‌کنندگان بیرون انداختند.


باید توجه داشت که این گونه برخوردها در زمانی رخ می ‌دهد که انقلاب هنوز به پیروزی نرسیده و حکومت اسلامی مستقر نشده بود. آزار زنان بی ‌حجاب در آن حد جدی شد که برخی تشکلهای سیاسی در واکنش به آن بیانیه صادر کردند. به عنوان مثال دانشگاهیان دانشگاه آزاد بیانیه داده و به بیانیه گروه دیگری به نام زنان مجاهد اشاره کردند:

۱۳۹۰-۰۴-۱۱

تاریخچه ی قوانین خانواده



وبلاگ تخصصي حقوق ايران


خبرگزاري فارس: قوانين‌ ايران‌ در زمينه‌ حقوق‌ زن‌ به‌ مقدار زيادي، مبتني‌ بر فقه‌ اسلام‌ با گرايش‌ مذهب‌ اماميه‌ است. در نظام‌ حقوقي‌ اسلام، مخاطبين‌ احكام‌ و قوانين‌ انسانها هستند و مقررات‌ ديني‌ اختصاصي‌ به‌ مرد يا زن‌ ندارد.
-2 قوانين‌ "خانواده "
قانون‌ مدني‌ در زمينه‌ حقوق‌ خانواده، كوشيده‌ است‌ از فقه‌ اماميه‌ پيروي‌ كند، فقهي‌ كه‌ تنها حقوق‌ و قانون‌ خشك‌ نيست‌ بلكه‌ آميزه‌اي‌ از حقوق‌ و اخلاق‌ است‌ و بلحاظ‌ تمام‌ وضعيتهاي‌ روحي‌ و جسمي‌ اعضاي‌ خانواده‌ وضع‌ شده‌ است.
"در مورد خانواده‌ باظرافتهاي‌ خاص‌ آن‌ تنها مقرراتي‌ مي‌تواند كارايي‌ داشته‌ باشد كه‌ دو عنصر اخلاق‌ و حقوق‌ را در هم‌ آميخته‌ و براي‌ تنظيم‌ امور خانواده‌ باتوجه‌ به‌ آن‌ دو عامل، مقرراتي‌ را جعل‌ كند. بنابراين‌ بايد براي‌ يافتن‌ قواعد حاكم‌ بر روابط‌ خانوادگي‌ در كنار كاوشهاي‌ حقوقي‌ از جامعه‌ شناسي‌ خانواده‌ نيز ياري‌ بخواهند، در تفسير قواعد، آرمانهاي‌ مذهبي‌ و انساني‌ را از عوامل‌ مؤ‌ثر شمارند، زيرا استحكام‌ خانواده‌ بر پاية‌ همين‌ سنت‌ها و آرمانها نهاده‌ شده‌ است‌ و ريشه‌ بسياري‌ از قواعد در آنها نهفته‌ است. باتوجه‌ به‌ اين‌ مطلب‌ مي‌توان‌ گفت‌ حقوق‌ خانواده، رنگ‌ و چهرة‌ ديگر دارد و جنبة‌ انساني‌ و عاطفي‌ آن‌ بر سيماي‌ منطقي‌ قواعد، غلبه‌ دارد و همه‌جا سايه‌ افكنده‌ است. "(6)
با ناديده‌ گرفتن‌ اين‌ مهم‌ نه‌تنها نمي‌توان‌ در جهت‌ استحكام‌ خانواده‌ به‌ عنوان‌ مهمترين‌ هسته‌ اجتماع‌ قدمي‌ برداشت‌ بلكه‌ زمينه‌ تضعيف‌ آن‌ نيز فراهم‌ مي‌آيد.
"قوانيني‌ را كه‌ با اعماض‌ از آنچه‌ گفته‌ شد تنظيم‌ شده‌ است‌ جاي‌ نكوهش‌ دارد. به‌ عنوان‌ مثال، زير فشار نيروهاي‌ پنهان‌ و آشكار پاره‌اي‌ از گروهها، قواعدحاكم‌ بر خانواده‌ دگرگون‌ شد و ناتواني‌ مجالس‌ قانونگذاري‌ باعث‌ گرديد تا در سال‌ 1346 و 1353 قوانين‌ طلاق‌ و نكاح‌ و بخشي‌ از قواعد ولايت‌ يكسره‌ تغيير كند ... دولت‌ از اين‌ اقدام‌ خوشنود مي‌نمود، زيرا به‌ قصر ملكوت‌ و پايگاه‌ ملي‌ رخنه‌ مي‌كردمي‌خواست‌ نظم‌ خويش‌ را جانشين‌ سنت‌ و اخلاق‌ كند و توفيق‌ در اين‌ راه‌ حتي‌ به‌ بهاي‌ واژگون‌ گردن‌ اين‌ قلعه‌ مي‌ارزيد. جمعي‌ از كوته‌ نظران‌ شادمانه‌ زمزمه‌ مي‌كردند كه‌ سرانجام‌ "اجتماعي‌ شدن " حقوق‌ به‌ خانواده‌ها نيز كشيده‌ شد و زورگويي‌هاي‌ فردي‌ جاي‌ خود را به‌ "عدالت‌ خواهي " داد. اقليتي‌ نيز پيروزي‌ خود را جشن‌ گرفتند كه‌ نيروي‌ اهريمني‌ سنتها را شكستيم‌ و آنچه‌ را مي‌خواستيم‌ بر جايش‌ نشانديم. ولي‌ آنچه‌ بر جاي‌ ماند بالا رفتن‌ آمار طلاق، فزوني‌ يافتن‌ كودكان‌ بي‌هويت‌ و گريز جوانان‌ از تشكيل‌ خانواده‌ و تنزل‌ ارج‌ و احترام‌ زن‌ در جامعه‌ بود. سازمان‌ عاريتي‌ زنان‌ كه‌ خود را فاتح‌ بزرگ‌ ميدان‌ مي‌دانست، بيش‌ از همه‌ براي‌ آنان‌ ضرر به‌بار آورد و آنچه‌ بدست‌ آورد سرابي‌ بود كه‌ ارزش‌ اين‌ خسران‌ را نداشت‌ ... به‌ اجمال‌ مي‌توان‌ گفت‌ قانونگذار چنانچه‌ شايسته‌ عنوان‌ "حمايت‌ خانواده " است‌ دراين‌باره‌ به‌ وضع‌ قواعد نپرداخته‌ و گاه‌ انحلال‌ بيهوده‌ خانواده‌ را نيز دامن‌ زده‌ است ".(7)