۱۳۹۰-۰۴-۳۰

فارسی در پاکستان



فارسی در پاکستان؛ از سرود ملی تا شرافت فرهنگی

به روز شده: 11:48 گرينويچ - سه شنبه 10 مه 2011 - 20 اردیبهشت 1390
براساس شواهد تاريخی، پيدايش و توسعه زبان و ادب فارسی در شبه قاره از لاهور پايتخت محمود غزنوی در در قرن چهارم هجری آغاز شد
زبان فارسی در شبه قاره جنوب آسیا حداقل هشت تا نه قرن سابقه دارد. در پاکستان که هم در عهد گسترش تمدن وسیع اسلامی در شبه قاره به وجود آمد تا قرن سیزدهم هجری، زبان فارسی به مدت هفت قرن دارای سوابق رسمی، علمی، ادبی، و اداری بوده است.
اکنون که بیش از نیم قرن از ایجاد پاکستان می گذرد، زبان فارسی موقعیت خود را در ادارات دولتی و همچنان در نظام آموزشی کم و بیش حفظ کرده است: به شعر حافظ شیراز می خوانند و میرقصند/ سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی
پیش از آنکه زبان انگلیسی در پاکستان نفوذ یابد، در شبه قاره طی قرن‌های متمادی صدها زبان و گویش وجود داشت که در این میان فارسی زبان آموزشی، علمی و اداری بوده، اما پس از سلطه خارجی در قرن سیزدهم هجری، این وضع به نفع زبان انگلیسی تغییر یافت و همچنان ادامه دارد.

نقاشی و خوشنویسی در عهد تیموریان در هرات‬



در عهد تیموریان در هرات

به روز شده: 09:20 گرينويچ - چهارشنبه 04 مه 2011 - 14 اردیبهشت 1390
نقاشی در دوره تیموریان هرات مورد توجه بسیاری از هنرمندان و شاهان تیموری بوده است.
سخن از نقاشی، تذهیب و خوشنویسی در دوره تیموریان هرات است. مکتب هرات هرچند به باور برخی از محققین دیگر هنرها را نیز شامل می شود اما برجسته ترین شاخصه های آن بی گمان نقاشی تذهیب و نگارگری اند. این آثار منتقدین و هنردوستان را همیشه دچار حیرت کرده است.
توفیق سبحانی، نویسنده و پژوهشگر ایرانی در باره نخستین دیدار خود از آثار هنری در هرات چنین حکایت می‌کند: "من یک روز جمعه به مسجد جامع هرات رفتم؛ با دیدن این مسجد کاملا شگفت‌زده شدم. آن طاقها هر کدام یک مینیاتور است، یک نقاشی است. آن آرامگاه‌هایی که دور و بر بارگاه خواجه عبدالله انصاری در هرات است، هر کدام و هر میلی متر آن یک اثر هنری است. من کتابهایی را فهرست کرده ام که سرلوحه مذهب داشته اند. اکثر این ها در هرات تهیه شده اند."

نقاشان چیره دست

هرات از زمان پادشاهی شاهرخ تا سلطنت بایقرا نقاشان و صورتگران بسیاری داشته است. ملا درویش محمد، مولانا حاجی محمد ملایاری، امیر شاهی سبزواری، قل محمد شبرغانی و شماری دیگر.

در این زمینه استاد سیاه قلم، میرک نقاش و مخصوصا کمال الدین بهزاد برترین جایگاه را نه تنها در آن عصر بلکه در تاریخ این هنرها به خود اختصاص داده اند.
عبدالناصر صوابی، نقاش و محقق، مکتب هنری هرات را در دو بخش دوره اول و دوره دوم قابل بررسی می داند. دوره اول در سیطره محمد سیاه قلم است. این بخش از مکتب هرات از سبک چینی- مغولی تاثیر پذیرفته است.

هنر خوشنویسی در این دوره به رشد چشمگیری رسید.
آقای صوابی گفته است: "در اوائل نمادهای چینی و بودایی در آثار نقاشی هرات بیشتر دیده می شد. نمادهایی که بعدا در دوره دوم مکتب هرات از سبک هرات جدا شد. برخی از ویژه گی‌های تمدن‌های دیگر نیز در این نقاشی دیده می‌شدند نمادهایی که نمی‌توان گفت متعلق به کدام فرهنگ‌ها بوده‌اند."
صحنه‌های نقاشی در این دوره عمدتا شامل رسم‌هایی از شاهان و شاهزادگان، صحنه‌های شکار، منظره‌های طبیعت و صحنه‌های جنگ می شوند.
بهزاد معروف‌ترین چهره هنری دوره تیموریان، که حضور پررنگ او و کارهایش در دوره دوم مکتب هرات بررسی می‌شود، به گفته آقای صوابی، به استقلال "سبک بومی" خودش را تثبیت کرد - سبکی که واقع‌گرایی و توجه به قوانین طبیعت از ویژگی‌های اصلی آن است.

فردوسی و داستان شاهنامه در گفتار تاجیکان‬



شخصیت فردوسی و داستان شاهنامه در گفتار تاجیکان

به روز شده: 10:35 گرينويچ - جمعه 13 مه 2011 - 23 اردیبهشت 1390

معلوم است که «شاهنامه» ابوالقاسم فردوسی پس از درگذشت این ادیب بی‌همتای فارسی‌زبانان دنیا، ورد زبان محفل و انجمن ها گردید.
در قلمرو حوزه فرهنگ مردم ایرانی‌تبار شاهنامه به منطقه‌های گوناگون راه یافت و بر ادبیات جهان تأثیر گذاشت. همچنین در میان آن قوم و ملت هایی که غیرایرانی هستند نیز گسترش پیدا نموده در گفتار آنها نیز برخی از داستان های شاهنامه نقل گردید. مثلا، در میان قوم های ترک تبار، ارامنه و گرجی ها.
پس از آن که علم فولکلورشناسی وارد کشورهای ایرانی‌تبار گردید، ادیبان و پژوهندگان آنها باید به گردآوری گفته‌های مردم در باره فردوسی و شاهنامه نیز می‌پرداختند. اما این کار به طور باید و شاید انجام نپذیرفت. هنوز هم یکی از مسئله‌های مهم در علم ادبیات‌شناسی و فولکلورشناسی کشورهای فارسی‌زبان و قوم های دیگر ایرانی به مانند کُردها، پشتون ها، بلوچ ها، استین ها همانا آن است که پژوهندگان باید از میان مردم متنهای گفتاری شاهنامه را گرد آورند، با گویش مردمی نشر نمایند و بعدا مورد بررسی علمی قرار بدهند.
این کار در هر سه کشور فارسی‌زبان (ایران، تاجیکستان، افغانستان) و قوم های دیگر ایرانی‌تبار، که بیرون از این کشورها زندگی می‌کنند باید به طور جداگانه صورت بگیرد و بعد از آن که مواد دسترس گردید به طور مقایسه و تیپولوژی تحلیل نمودن آن آسان خواهد شد.
تا به امروز در کشورهای فارسی‌زبان (ایران، تاجیکستان و افغانستان) راجع به شخصیت فردوسی و «شاهنامه» در گفتار مردم چه کارهایی شده؟ در کشور ایران مواد فراوانی به تلاش زنده ‌یاد استاد ابوالقاسم انجوی شیرازی در سه جلد گفته‌های مردم گردآوری و نشر گردیده است. [انجوی ۱۳۶۹ه، ۱۳۶۹ب، ۱۳۶۹و]

نقش هرات در نگارخانه تاریخ: دوره تیموریان (۱)‬

‭BBC ‮فارسی‬ - ‮فرهنگ و هنر‬ - ‮نقش هرات در نگارخانه تاریخ: دوره تیموریان (۱)‬



نقش هرات در نگارخانه تاریخ: دوره تیموریان (۱)

به روز شده: 15:25 گرينويچ - چهارشنبه 27 آوريل 2011 - 07 اردیبهشت 1390

مسجد جامع هرات
مسجد جامع هرات یکی از بناهایی است که در دوره سلسله غوریان ساخته و در عصر تیموریان بازسازی شد.
تیمور در سال ۷۸۳ هجری در پی جنگی خونین و مرگبار هرات را تسخیر کرد و به فرمانروایی آل کرت در این شهر پایان بخشید. تسخیر هرات به دست سربازان تیمور با خرابی و ویرانی تقریبا کامل این شهر همراه بود.
تیمور در سال ۸۰۷ و زمانی که قصد حمله به چین را داشت، از دنیا رفت و چهارمین پسر او، شاهرخ میرزا، در همان سال در هرات به پادشاهی رسید و این شهر را به عنوان پایتخت خود برگزید.
تیمور چهره دوگانه داشت. جنگنجویی بی‌باک، که در عین حال از علما و هنرمندان سخت حمایت می‌کرد. ولی شاهرخ، پسر او، گویا تنها هنرمند پروری را از او به ارث برده بود.
با استقرار حکمروایی شاهرخ بود که به تدریج آرامش جای آشفتگی را گرفت. خرابی‌های تیمور در هرات به سرعت جبران و وضعیت فرهنگی و هنری به گونه‌ای متحول شد که به گفته محمد مسعود رجایی، رئیس انجمن ادبی هرات، تا آن زمان تاریخ آسیا نظیر آن را به یاد نداشت.
آقای رجایی گفت: "دوره تیموری‌ها از لحاظ پیشرفت و رونق و شگوفایی هنرهای گوناگون واقعا از دوره‌های بی‌مانند در تاریخ آسیا و خصوصا در خراسان‌زمین بوده است. در این دوره هنرهایی مثل معماری، و صنعت‌های چون کاشی‌سازی، سنگ‌تراشی، نقاشی، خطاطی، مینیاتوری، تذهیب، صحافی و کاغذسازی به اوج خود رسیده بود که واقعا حیرت آور است."

چهره‌های ماندگار هراتی

نورالدین عبدالرحمان جامی، کمال‌الدین بهزاد، عبدالقادر گوینده، میرک نقاش، شمس‌الدین حکاک، زین‌الدین معمار و جعفر خطاط، از مهمترین چهره های هنری تاریخ هرات بوده‌اند.

در دوره تیموریان هنر معماری رشد و توسعه یافت.
این چهره ها به باور برخی از پژوهشگران، پیشرفت شان را مدیون حمایت‌های مداوم شخصیت‌هایی مانند شاهرخ میرزای تیموری، همسر او، گوهرشاد بیگم، بایسنغر میرزا پسر شاهرخ، سلطان حسین بایقرا و وزیر او، امیرعلی‌شیر نوایی بوده‌اند.
از آقای رجایی، رئیس انجمن ادبی هرات پرسیدم که چگونه فرزندان و نوه‌های جنگاور بزرگی مانند تیمور، سازندگان بی بدیلی در تاریخ منطقه می‌شوند.
او در پاسخ گفت: " وضعیت فرهنگی این سرزمین باعث شد که انسان خشن و جنگجویی چون تیمور تسلیم این وضعیت شود و از وضعیت فرهنگی منطقه اثر بپذیرد و بالاخره به فکر این شود که سمرقند را به عنوان پایتخت خود و یکی از شهرهای پرورش هنر و فرهنگ بسازد. شاهرخ میرزا نیز بنا بر خوی و خلق خراسانی به حیث یک شاه هنرپرور قد علم کرد.

نقاشی و خوشنویسی در عهد تیموریان در هرات‬

‭BBC ‮فارسی‬ - ‮فرهنگ و هنر‬ - ‮ نقاشی و خوشنویسی در عهد تیموریان در هرات‬



نقاشی و خوشنویسی در عهد تیموریان در هرات

به روز شده: 09:20 گرينويچ - چهارشنبه 04 مه 2011 - 14 اردیبهشت 1390
نقاشی در دوره تیموریان هرات مورد توجه بسیاری از هنرمندان و شاهان تیموری بوده است.
سخن از نقاشی، تذهیب و خوشنویسی در دوره تیموریان هرات است. مکتب هرات هرچند به باور برخی از محققین دیگر هنرها را نیز شامل می شود اما برجسته ترین شاخصه های آن بی گمان نقاشی تذهیب و نگارگری اند. این آثار منتقدین و هنردوستان را همیشه دچار حیرت کرده است.
توفیق سبحانی، نویسنده و پژوهشگر ایرانی در باره نخستین دیدار خود از آثار هنری در هرات چنین حکایت می‌کند: "من یک روز جمعه به مسجد جامع هرات رفتم؛ با دیدن این مسجد کاملا شگفت‌زده شدم. آن طاقها هر کدام یک مینیاتور است، یک نقاشی است. آن آرامگاه‌هایی که دور و بر بارگاه خواجه عبدالله انصاری در هرات است، هر کدام و هر میلی متر آن یک اثر هنری است. من کتابهایی را فهرست کرده ام که سرلوحه مذهب داشته اند. اکثر این ها در هرات تهیه شده اند."

نقاشان چیره دست


در این زمینه استاد سیاه قلم، میرک نقاش و مخصوصا کمال الدین بهزاد برترین جایگاه را نه تنها در آن عصر بلکه در تاریخ این هنرها به خود اختصاص داده اند.هرات از زمان پادشاهی شاهرخ تا سلطنت بایقرا نقاشان و صورتگران بسیاری داشته است. ملا درویش محمد، مولانا حاجی محمد ملایاری، امیر شاهی سبزواری، قل محمد شبرغانی و شماری دیگر.

زبان فارسی، تجدد و تبلیغات دینی‬



زبان فارسی، تجدد و تبلیغات دینی

به روز شده: 15:42 گرينويچ - 15 مه 2011 - 25 اردیبهشت 1390


زبان روحانیان در دوره مشروطه، عربی‌آکند پر از واژه‌ها و مصطلحات الاهیاتی و فقهی بود و در نتیجه فهم آن برای عموم مردم دشوار است
روحانیان سنت‌گرا از آغاز نهضت مشروطیت، اقتدار خویش را در خطر دیدند.

رساله‌های مربوط به مشروطیت، ردیه‌نویسی‌ها بر کشف حجاب و ضرورت پوشش فقهی زنان، رساله‌های مربوط به اتحاد اسلام از دوران قاجار به این سو، به طور عمده به فارسی نوشته می‌شد تا میزان اثرگذاری آن بر توده‌ها تا حداکثر ممکن باشد.برای مقابله با کاهش نفوذ اجتماعی و سیاسی خود، از جمله کوشیدند بر خلاف گذشته روند فارسی‌نویسی را شتاب دهند.

از سوی دیگر، مهم‌ترین رساله‌ سیاسی – فقهی مدافع مشروطیت، یعنی تنبیه الامه و تنزیه المله، نوشته‌ میرزا محمد حسین نائینی به فارسی نوشته شد.
نثر فارسی نوشته‌های روحانیان در این دوره، یکسره بازتاب زبان رایج در میان حوزه‌های علمیه است؛ یعنی همان‌گونه که روحانیان به فارسی سخن می‌گفتند، درست به همان صورت می‌نوشتند و میان زبان گفتاری و نوشتاری آنان فاصله بسیاری نبود.
زبان روحانیان در این دوره، عربی‌آکند پر از واژه‌ها و مصطلحات الاهیاتی و فقهی است و در نتیجه برای عموم مردم دشواریاب است.
"
در آغاز دهه‌ سی، مهم‌ترین اثر فلسفی سنتی به زبان فارسی انتشار یافت: «اصول فلسفه و روش رئالیسم» نوشتهی محمد حسین طباطبایی با پاورقی و شرح مرتضی مطهری. این کتاب پاسخ آن دو متأله اسلامی بود به ایدئولوژی مارکسیسم"
ورود تلگراف به ایران در عهد ناصرالدین شاه قاجار، نقطه‌ عطف مهمی در تاریخ جدید روحانیت است. آنچه ما امروزه به نام نهاد مرجعیت و روحانیت می‌شناسیم بدون تلگراف مجال پیدایی نمی‌یافت.
تلگراف در سده‌ نوزدهم، مفهوم اجتهاد و تقلید را تغییر داد، مرجعیت را از قدرت دینی و اجتماعی محلی به اقتداری فرامرزی بدل و نقش سیاسی و اجتماعی روحانیان را پررنگ کرد.
در این دوره رابطه‌ مقلدان و مومنان با روحانیان افزایش پیدا کرد و سیل استفتاهای فارسی از مراجع عراق و ایران به راه افتاد و در نتیجه نیروی مداخله‌ی روحانیان را در زندگی روزمره‌ خصوصی و عمومی ایرانیان افزایش بخشید.

حجاب و سرنوشت زن ایرانی

تنـــــه نـــــزن טאנה נאזאן TANEHNAZAN.COM: چگونه بعد از انقلاب اسلامی * حجاب * بر سرنوشت زن ایرانی چیره شد و رویدادهـــای جنبی مخفی و علنی مربوط به ان . مقاله ئی تحقیقی

چگونه بعد از انقلاب اسلامی * حجاب * بر سرنوشت زن ایرانی چیره شد و رویدادهـــای جنبی مخفی و علنی مربوط به ان . مقاله ئی تحقیقی




داستان اجباری شدن حجاب در ایران
نیما نامداری ، رادیو زمانه
تهیه و تنظیم : داوید
بیست و پنجم ژانویه ۲۰۰۸





حجاب چگونه اجباری شد؟


پاسخ این سوال را گاهی افرادی که از نزدیک شاهد واقعه انقلاب ۱۳۵۷ بودند هم دقیق و کامل نمی‌دانند. واقعیت آن است که حجاب اسلامی پیش از آنکه در قالب حکمی قانونی اجباری شود در فرایندی سیاسی و امنیتی به جامعه القا شد. بازخوانی این روایت، می ‌تواند شناخت دقیق ‌تر حجاب اسلامی به مثابه بخشی از ایدئولوژی نظام برخاسته از انقلاب اسلامی را تسهیل کند. ضمن اینکه برای ارزیابی میزان موفقیت حجاب اجباری در دست یابی به اهدافی که در ابتدای انقلاب برای آن تصویر شد هم این بازخوانی ضرورت زیادی دارد. در این نوشتار و بخشهای بعدی که به زودی انتشار خواهد یافت تلاش شده صرفاً با استفاده از مندرجات روزنامه کیهان در ابتدای انقلاب این روایت بازآفرینی شود.
اتحاد روشنفکر و روحانی بر ضدِ زنان جلف
در همان روزی که محمد ‌رضا پهلوی ایران را ترک کرد، روزنامه کیهان مصاحبه ‌ای از آیت ‌الله منتظری که تازه از زندان آزاد شده بود با روزنامه فرانسوی لوسووار منتشر کرد که در آن از حجاب اسلامی هم صحبت شده بود. او در پاسخ به این سوال که آیا به نظر شما دختران و زنان باید حتماً در چادر پوشیده باشند می ‌گوید:

اصلاً حجاب اسلامی به معنی پوشیده شدن در چادر و انزوای اجتماعی نیست هدف آن است که زن در جامعه لخت نباشد که وسیله شهوت ‌رانی قرار گیرد. وگرنه با مراعات حجاب اسلامی و عدم اختلاط دختر و پسر، از نظر اسلام آزادیهای مورد نیاز برای زنان و دختران تامین می شود و آنها از تمام مزایا و حقوق اجتماعی مشروع بهره مند ( ۲۶ دیماه ۵۷ شماره ۱۰۶۱۴ صفحه ۳ ).
واژه «‌لخت ‌»، از این پس مدام در ادبیات انقلابیون مذهبی تکرار می ‌شود. در ستون کیهان و شما» در روزنامه کیهان که « بازتاب دهنده تلفنهای خوانندگان روزنامه است هم پیامهای جالبی در مورد حجاب می ‌توان دید . مثلاً در ۲۷ دی پروین افشار می ‌گوید : این روزها خانم ‌های چادری رفتار بسیار بدی با زنان بی ‌حجاب دارند و هر جا که زن بی ‌ چادری را ببینند به او توهین می ‌کنند. حتی بعضی از جوانان ضمن متلک گفتن به این گروه از زنان موجبات آزار بدنی آنان را نیز فراهم می ‌کنند. شما را به ‌خدا در روزنامه به این گونه افراد تذکر بدهید و بگویید این کارها شایسته افراد مومن و با تقوا نیست.
و یا در ۲۷ دی بتول اخوت ‌پور گفته است
امروز تظاهراتی در خیابان بلوار برپا بود. به دلیل علاقه ‌ای که به رشد نهضت ملی ایران و سرکوب استبداد دارم با شور و شوق فراوان به میان تظاهر کنندگان رفتم و با آنان هم ‌صدا شدم. اما با کمال تعجب گروهی به سوی من آمدند و با این بهانه که من چادر به سر ندارم مرا از صف تظاهر ‌کنندگان بیرون انداختند.


باید توجه داشت که این گونه برخوردها در زمانی رخ می ‌دهد که انقلاب هنوز به پیروزی نرسیده و حکومت اسلامی مستقر نشده بود. آزار زنان بی ‌حجاب در آن حد جدی شد که برخی تشکلهای سیاسی در واکنش به آن بیانیه صادر کردند. به عنوان مثال دانشگاهیان دانشگاه آزاد بیانیه داده و به بیانیه گروه دیگری به نام زنان مجاهد اشاره کردند: