۱۳۹۰-۰۴-۳۰

سیر تاریخی حقوق زن در قوانین موضوعه ایران



سیر تاریخی حقوق زن در قوانین موضوعه ایران - ‌جلیل‌ قنواتی‌

هرجا که‌ پیام‌ خداوند، بدرستی‌ دریافت‌ یا اعمال‌ نشده، زنان‌ مورد ستم‌ بوده‌اند. در مغرب‌ و مشرق‌ در جوامع‌ دور از تعالیم‌ انبیأ(ع)، شاهد این‌ ظلم‌ و جور بوده‌ و هستیم.

«در رم، پدر خانواده، حق‌ داشته‌ به‌ حیات‌ هریک‌ از اعضای‌ خانواده‌ مخصوصاً‌ زن‌ خود خاتمه‌ دهد و ناچار نبود به‌ هیچیک‌ از مقامات‌ رسمی‌ و عمومی، در خصوص‌ تصمیمی‌ که‌ گرفته‌ توضیحی‌ داده‌ یا دلیلی‌ ذکر کند. در خانواده‌های‌ رومی، قرابت‌ و خویشاوندی‌ رسمی‌ و حقوقی‌ جز بین‌ مرد با مرد، معنا نداشت‌ و بین‌ زن‌ با مرد یا زن‌ با زن‌ خویشاوندی‌ حقوقی‌ وجود نداشت.»(1)‌‌ «میراث‌ پدر فقط‌ به‌ پسرانی‌ می‌رسید که‌ فرزند حقوقی‌ او بوده‌اند و عموم‌ دختران‌ و پسرانی‌ که‌ اخراج‌ یا آزاد می‌شدند و نیز زن‌ متوفی‌ حقی‌ در میراث‌ نداشتند.»(2)

پیش‌ از اسلام، همچنین‌ در انتخاب‌ شوهر نیز به‌ هیچ‌ وجه‌ نظر زن، دخیل‌ نبوده‌ و دختر بدون‌ چون‌ و چرا باید تسلیم‌ می‌شد. زنجیرهائی‌ که‌ بر دست‌ و بال‌ زن‌ بسته‌ بود، بدست‌ اسلام، در 14 قرن‌ قبل‌ شکست. حال‌ آنکه‌ مغرب‌ زمین‌ در همین‌ سه‌ قرن‌ اخیر، بتدریج‌ متوجه‌ ابتدائی‌ترین‌ حقوق‌ زن‌ شده‌ است:

«از قرن‌ هفده‌ و هجده‌ به‌ بعد در زمینه‌ مسائل‌ اجتماعی، توجه‌ به‌ حقوق‌ بشر در غرب‌ شکل‌ گرفت. از اصول‌ اساسی‌ آن‌ این‌ بود که‌ انسان‌ بالفطره‌ و به‌ فرمان‌ خلقت‌ و طبیعت، واجد یک‌ سلسله‌ حقوق‌ و آزادی‌هاست‌ که‌ نمی‌توان‌ از فرد یا قومی‌ سلب‌ کرد.»(3)

اما در عکس‌العملی‌ افراطی‌ به‌ مظلومیت‌ زن‌ در اروپا، طرفداران‌ فمینیزم، آزادی‌ مطلق‌ زن‌ و تساوی‌ همه‌ جانبه‌ او را با مرد، متمم‌ حقوق‌ بشر دانسته‌ و مدعی‌ شدند همة‌ مشکلات‌ خانوادگی، ناشی‌ از عدم‌ آزادی‌ زنان‌ و عدم‌ تساوی‌ مطلق‌ در حقوق‌ با مردان‌ است‌ و با تأمین‌ این‌ جهت، همة‌ مشکلات‌ او یک‌جا حل‌ می‌شود.

در مشرق‌ زمین‌ نیز جایگاه‌ زن‌ از این‌ بهتر نبود. در جامعه‌ای‌ مثل‌ عربستان‌ قبل‌ از اسلام، زن‌ بدترین‌ موقعیت‌ اجتماعی‌ را دارابوده‌ است. در زمانی‌ که‌ در شرق‌ و غرب، میان‌ ملتهایی‌ چون‌ روم، یونان، ایران‌ و هند، از اطلاق‌ عنوان‌ «انسان» بر زن، دریغ‌ می‌کردند و با او معاملة‌ مملوک‌ یا بندة‌ زر خرید می‌شد، جای‌ تعجب‌ نیست‌ که‌ در عربستانِ‌ جاهلی‌ دختران‌ بیگناه‌ زنده‌به‌گور شوند و دختران‌ در نظر پدران، و زنان‌ در نظر شوهران، موجوداتی‌ ضعیف‌ و بی‌قیمت‌ یا شیء قابل‌ تملک‌ و قابل‌ معامله‌ باشند.

«در ایران‌ قبل‌ از اسلام‌ نیز زنان، شخصیت‌ اجتماعی‌ و صلاحیت‌ معاملات‌ حقوقی‌ نداشته‌اند و رأی‌ مرد دربارة‌ آنها نافذ بوده‌ است. زنان، حق‌ رأی‌ و اختیار و تشخیص‌ خیر و شر در زندگی‌ خود نداشته‌ و نفوذ مطلق‌العنان‌ مرد، طاقت‌فرسا بوده‌ است.»(4)

اما با ظهور اسلام، نگرش‌ به‌ زن‌ و حقوق‌ او متحول‌ شد. ابتدا در جامعه‌ جاهل‌ عربستان‌ که‌ دختران‌ معصوم‌ به‌ عنوان‌ مایه‌های‌ شرمندگی، زنده‌ به‌ زیر خاک‌ می‌شدند و زن‌ مانند اموال، به‌ ورثه‌ می‌رسید اسلام، زنان‌ را مایة‌ مودت‌ و رحمت، معرفی‌ کرد و سپس‌ این‌ فرهنگ‌ به‌ احیأ حقوق‌ و کرامت‌ زن‌ در سطح‌ جهان‌ دامن‌ زد.

و من‌ آیاته‌ ان‌ خَلَق‌ لکم‌ من‌ انفسکم‌ ازواجاً‌ لتسکنُوا الیها و جعلَ‌ بینکم‌ مودةً‌ و رحمةً. (سوره‌ آیة)

ملاحظه‌ می‌شود که‌ در اسلام، کشتن‌ و هرگونه‌ آزار و توهین‌ به‌ دختران‌ ممنوع‌ می‌شود و احترام‌ به‌ دختران‌ و زنان‌ سفارش‌ می‌گردد و رابطه‌ زن‌ و مرد را براساس‌ محبت‌ و مودت، نه‌ رقابت‌ و نه‌ مالکیت‌ و ربوبیت، قرار می‌دهد. چنین‌ نگرشی، دیدگاه‌ها را بتدریج‌ نسبت‌ به‌ زن‌ تغییر می‌دهد و زن‌ را در جایگاه‌ واقعی‌اش‌ می‌نشاند. در ایران‌ بعد از اسلام‌ نیز تلقی‌ جامعه‌ نسبت‌ به‌ زن‌ دگرگون‌ می‌شود و حقوق‌ و موقعیت‌ زن‌ تغییر می‌یابد. پس‌ از اسلام، مقررات‌ نکاح، ازدواج‌ با محارم، میراث‌ زن، طلاق، مشارکت‌ زن‌ در امور اجتماعی‌ و اقتصادی‌ همگی‌ دچار تحول‌ بنفع‌ زنان‌ شده‌ و زن‌ به‌ عنوان‌ عضوی‌ اصیل‌ از جامعه، حق‌ مشارکت‌ اجتماعی، اقتصادی‌ و سیاسی‌ در تعیین‌ سرنوشت‌ خود را می‌یابد. این‌ تغییر را بویژه‌ در «دوره‌ قانون‌گذاری» می‌توان‌ مشاهده‌ کرد.

تلاش‌ این‌ مقاله‌ نیز همین‌ است‌ که‌ سیر تحول‌ تاریخی‌ حقوق‌ زن‌ را در دوره‌ قانون‌گذاری‌ بررسی‌ کند:

نگاه‌ قراردادها، میثاقها و معاهدات‌ بین‌المللی‌ به‌ مسئله، مبتنی‌ بر نگرش‌ خاصی‌ به‌ انسان‌ و جهان‌ است. با توجه‌ به‌ مبانی‌ فلسفی‌ که‌ زیربنای‌ میثاقها و معاهدات‌ مزبور است، زن‌ و مرد - البته‌ بر روی‌ کاغذ و طبق‌ اد‌عأ - از هر جهت‌ و در همة‌ حقوق، بطور کلی‌ مساوی‌ بلکه‌ مشابه‌ فرض‌ می‌شوند. به‌ این‌ جهت‌ و تحت‌ تأثیر جنبشهای‌ فمینیستی، «حقوق‌ زن» در سطح‌ بین‌المللی‌ در قالب‌ چنین‌ پیمانهایی‌ مطرح‌ شده‌ است. اما اسلام، مجموعه‌ای‌ از مقررات‌ و قواعد را برای‌ تنظیم‌ روابط‌ انسانها وضع‌ کرده‌ و به‌ زن‌ و مرد به‌عنوان‌ رقیب‌ یکدیگر نگاه‌ نکرده‌ است. احکام‌ و قوانین‌ الهی، مشترک‌ بین‌ انسانهاست‌ و موضوع‌ این‌ قوانین، انسان‌ است، اگرچه‌ در مواردی، موضوع‌ حکم، خصوصیت‌ ویژه‌ای‌ در انسان‌ باشد. اسلام، زن‌ را یکبار جدا از خانواده‌ و یکبار در خانواده‌ و به‌ عنوان‌ عضوی‌ مؤ‌ثر برای‌ تکامل‌ جامعه، مورد توجه‌ قرارداده‌ و اگر گاه‌ تفاوتی‌ در برخی‌ حقوق‌ به‌ چشم‌ می‌خورد ناشی‌ از نگاه‌ اسلام‌ به‌ انسان‌ و تکامل‌ جامعه‌ بطورکلی‌ است. اسلام‌ قبل‌ از مرد یا زن، به‌ انسان‌ توجه‌ کرده‌ و در این‌ زمینه‌ تفاوتی‌ قائل‌ نشده‌ و نظام‌ حقوقی‌ خود را با این‌ نگرش‌ تنظیم‌ کرده‌ است‌ لذا در اغلب‌ حقوق‌ و وظائف، مرد و زن‌ یکسانند.

با توجه‌ به‌ چنین‌ نگرشی، دیدگاههای‌ لیبرالیستی‌ و مادی‌ حاکم‌ بر کنوانسیونهای‌ بین‌المللی‌ نمی‌تواند بطور مطلق، مورد پذیرش‌ اسلام‌ باشد. حقوق‌ ایران‌ نیز که‌ تحت‌ تأثیر حقوق‌ اسلام‌ با گرایش‌ فقه‌ امامیه‌ است‌ بیش‌ از اینکه‌ به‌ حقوق‌ زن‌ یا مرد توجه‌ کند، به‌ حقوق‌ آنها در چارچوب‌ خانواده‌ نگاه‌ کرده‌ است. زیرا در خارج‌ از خانواده‌ که‌ در آن‌ نوعی‌ تقسیم‌ کار و اختیارات، ضروری‌ بوده‌ است، زن‌ و مرد، در سایر موارد حقوق‌ یکسانی‌ دارند و نیازی‌ به‌ بررسی‌ حقوق‌ یا وظائف‌ زنانه‌ و مردانه‌ نبوده‌ است‌ بدانجهت‌ که‌ تفاوتی‌ در میان‌ نیست.




‌‌قوانین‌ حمایت‌ از حقوق‌ زنان‌ در ایران‌

اینک‌ سیر تحول‌ قوانین‌ و مقررات‌ داخلی‌ در این‌ زمینه‌ را در قانون‌ اساسی‌ و قوانین‌ عادی‌ بررسی‌ می‌کنیم. در قلمرو قوانین‌ عادی، تأکید ما بر قانون‌ ازدواج‌ مصوب‌ 1310 ، قانون‌ مدنی‌ مصوب‌ 1313 و قانون‌ حمایت‌ از خانواده‌ و برخی‌ قوانین‌ مصوب‌ پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ خواهد بود:


چرا قبله مسلمانان از بیت المقدس به کعبه تغییر کرد؟

چرا قبله مسلمانان از بیت المقدس به کعبه تغییر کرد؟



چرا قبله مسلمانان از بیت المقدس به کعبه تغییر کرد؟
تاریخ - پانزدهم رجب، در تاریخ اسلام سالروز تغییر قبله مسلمانان از بیت المقدس به خانه کعبه است. مسجد الاقصی به گواه تاریخ نویسان دومین مسجد ساخته شده بر روی زمین پس از بیت الله الحرام محسوب می شود.

این واقعه ارزشمند که در سال دوم هجری قمری اتفاق افتاد، نقش به سزایی در بازیابی هویت و استقلال مسلمانان داشت و آنان را در رسیدن به آرمان های بلند الهی و فتح قله های فضیلت ثابت قدم و دشمنان را از رسیدن به هدف های شوم خود ناامید کرد.

قبله، نماد توحید و جهت و نشانه اسلام و ادیان توحیدی است که ادیان الهی را از دیگر آیین ها جدا می کند و به عبادت های آدمی رنگ خدایی می دهد. خداوند برای هر امتی از امت های پیشین، قبله مخصوصی تعیین کرده است تا به هنگام نیاز و نیایش، به سوی او متوجه شوند و از توجهات انحرافی در امان بمانند.

نخستین قبله

بیت المقدس، یکی از مقدس ترین مکان هایی است که خاستگاه بسیاری از پیامبران بزرگ الهی بوده است و در ادبیات اسلامی نیز جایگاه ویژه ای دارد.
با توجه به موقعیت ممتاز و شرافت بیت المقدس، پیامبر گرامی اسلام پس از مبعوث شدن به نبوت، مدت سیزده سال در شهر مقدس مکه به سوی آن نماز خواند.
حضرت پس از مهاجرت از شهر مکه به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی، به روش خود ادامه داد و تا مدت ها نماز خود را به سوی قبله یهودیان (بیت المقدس) می خواند. این کار تا میانه های ماه رجب سال دوم هجری ادامه داشت.

مسجد الاقصی را باید یکی از مقدس ترین اماکن اسلامی برای مسلمانان جهان توصیف کرد. این مسجد اولین قبله مسلمانان جایی که در دوران پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) ایشان به سوی این مسجد به اذن خداوند نماز بپا می داشتند و همچنین سومین حرم شریف پس از مسجد الحرام و مسجد النبی در مکه و مدینه است . مسجد الاقصی به گواه تاریخ نویسان دومین مسجد ساخته شده بر روی زمین پس از بیت الله الحرام محسوب می شود. نقل است که " حضرت آدم (علیه السلام) آنرا ساخته وزیر بنای آنرا چهل سال پس از ساختن بیت الله الحرام بنا به دستور خداوند نهاده است.

بنابراین صرف نظر از اعتقادات دینی ما مسلمانان ، قدمت ساخت این مسجد به بیش از یکهزار سال نیز سبب توجه جهانی به این مسجد خواهد بود.

در قرآن مجید آمده است " سبحان الذی اسرى بعبده لیلاً من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا إنه هو السمیع البصیر".

بهانه جویی یهودیان

با تشکیل حکومت اسلامی و رشد مسلمانان در مدینه، ترس و وحشت امت یهود را فرا گرفت؛ زیرا پیشرفت های روزافزون مسلمانان، نشان می داد آیین اسلام، در اندک زمانی سراسر شبه جزیره عربستان را خواهد گرفت و قدرت و آیین یهود را از بین خواهد برد. به همین علت، کارشکنی یهودیان آغاز شد. آنان از راه های گوناگون، مسلمانان و شخص پیامبر اسلام را مورد آزار و بی مهری خود قرار می دادند. یهودیان با طرح مسئله قبله، مسلمانان را سرزنش می کردند و می گفتند: «محمد صلی الله علیه و آله مدعی است دارای آیین مستقلی است و آیین و شریعت او، آیین های گذشته را نسخ می کند، در صورتی که هنوز قبله مستقلی ندارد و از قبله یهودیان پیروی می کند».
این سخنان برای پیامبر اسلام ناگوار بود و حضرت را ناراحت می کرد.

اشکالات وارد شده به داستان ابراهیم (ع) در قرآن

اشکالات وارد شده به داستان ابراهیم (ع) در قرآن و پاسخ آنها - ازهمه چيز و همه جا



دو اشکال بر داستان ابراهیم (ع) در قرآن وارد نموده اند:
اول، اشکالى است که بعضى از خاورشناسان کرده و گفته اند: قرآن کریم در سوره هایى که در مکه نازل شده متعرض خصوصیات ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام ) نشده، و از آن دو مانند سایر انبیاء به طور اجمال اسم برده، و تنها بیان کرده که آن دو بزرگوار مانند سایر انبیا (علیهم السلام ) داراى دین توحید بوده مردم را بیم مى داده و به سوى خدا دعوت مى کرده اند، و اما بنا کردن کعبه و به دیدن اسماعیل رفتن و اینکه این دو بزرگوار، عرب را به دین فطرت و ملت حنیف دعوت کرده اند، هیچیک در این گونه سوره ها وارد نشده.

و لیکن در سوره هاى غیر مکى از قبیل ((بقره )) و ((حج )) و امثال آن این جزئیات ذکر شده و پیوند پدر و فرزندى میان آن دو و پدر عرب بودن و تشریع دین اسلام و بناى کعبه به دست ایشان خاطر نشان شده است. سر این اختلاف این است که محمد (ص) تا چندى که در مکه به سر مى برد با یهودیها میانه بدى نداشت، بلکه تا حدى به آنها اعتماد هم داشت، و لیکن وقتى به مدینه مهاجرت نمود و با دشمنى شدید و ریشه دار یهود مواجه گردید چارهاى جز این ندید که از غیر یهود استمداد جسته و به کمک آنان خود را از شر یهود محفوظ بدارد، اینجا بود که هوش ‍ سرشار خدادادیش او را به این نقشه راهنمایى کرد که به منظور همدست ساختن مشرکین عرب ابراهیم (علیه السلام ) را که بنیانگذار دین توحید است پدر عرب نامیده و حتى شجره خود را به او منتهى کند، و به همین منظور و براى نجات از شر مردم مکه که بیش از هر مردم دیگرى فکر او را به خود مشغول کرده بودند بانى خانه مقدس آنان یعنى کعبه را ابراهیم نامیده و از این راه مردم آن شهر را هم با خود موافق نمود.

پاسخ اشکال
صاحبان این اشکال با این نسبتهایى که به کتاب عزیز خدا داده آبرویى براى خود باقى نگذاشته اند، براى اینکه قرآن کریم با شهرت جهانیى که دارد حقانیتش بر هیچ شرقى و غربى پوشیده نیست، مگر کسى از معارف آن بى خبر باشد، و بخواهد با نداشتن اهلیت در باره چیزى قضاوت کند، وگرنه هیچ دانشمند متدبرى نیست که قرآن را دیده باشد و آن را مشتمل بر کوچکترین خلاف واقعى بداند. آرى، همه چه شرقى و چه غربى اعتراف دارند بر اینکه قرآن نه با مشرکین مداهنه و سازش نموده، نه با یهود و نه با نصارا و نه با هیچ ملتى دیگر، و در این باب هیچ فرقى بین لحن سوره هاى مکى آن و لحن سوره هاى مدنیاش نیست،

تاريخچه خانه كعبه و تاريخچه مسجدالاقصي چيست؟

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري -تاريخچه خانه كعبه و تاريخچه مسجدالاقصي چيست؟

كعبه در قرآن سه نام دارد: 1) كعبه: در وجه اين تسميه گويند. كه اين نام دلالت بر برجستگى و علو مى‏كند. به برآمدگى روى پا نيز «كعب»گويند زيرا بر مچ پا علو و اشراف دارد و چون اين خانه شريف ترين خانه‏ها بر روى زمين است كعبه نام گرفت. 2) مسجد الحرام: به نظر برخى مانند قتاده مقصود از مسجدالحرام حرم است كه بر مسجد احاطه دارد(تفسيركشاف ج2 ص437 و تفسير فخر رازى ج20 ص146) . 3) بيت‏العتيق: وجه تسميه آن اين است كه «عتق»به معناى آزاد و رها ساختن است و خداوند اين خانه را از قيدتملك هر آفريده‏اى رها ساخته‏است . نيز مى‏گويند: اين خانه عتيق خوانده مى‏شود از آن رو كه خداى تعالى زائران آنرا از آتش دوزخ رها و آزاد ساخته است. در بعضى از روايات آمده است كه چون آدم به زمين فرود آمداز وحشت شكايت كرد خداى تعالى او را به ساختنكعبه و طواف آن فرمان داد و تا روزگار نوح(ع) آن خانه بر جاى بود وهنگامى كه پروردگار جهان طوفان فرستاد خانه راتا آسمان هفتم بالا برد و در مقابل موضع كعبه قرار داد و فرشتگان كنار آن خانه به عبادت مى‏پرداختند و هر روز هفتادهزار فرشته بر آن در مى‏آورند. بعد از طوفان موضع كعبه ويران شد و پنهان ماند تا خداى سبحان جبرئيل را به سوىابراهيم(ع) فرستاد و او را به جاى آن. راهنمائى كرد و فرمان داد تا آن خانه را بنا كند.(تاريخ مكه دكتر محمد هادىامينى ترجمه مهدى آخوندى ص17). در سال 1039 ه . ق . بناى كعبه بر اثر سيل ويران و در سال 1040 توسطسلطان مراد تجديد بنا گرديد. تاريخ تجديد بناى كعبه در ضمن اشعارى چنين آمده: «كعبه درخشان و تابان را ده نفر بناكرده‏اند كه نام آنان چنين است: فرشتگان الهى آدم و فرزندانش ابراهيم خليل عمالقه جرهم قصى ابن زبير حجاج وآخرين آنان از عثمانيان مراد است» (همان مدرك ها ص112) ليكن مدارك تاريخى ديگرى تجديد بناى آن را به فقيهشهيد ميرزين العابدين حسينى كاشانى منسوب مى‏دانند. توضيج بيشتر: كعبه در طول تاريخ بارها دچار آسيب شده و از نو ساخته شده است. اولين كسي كه كعبه را ساخت حضرت آدم بود. پس از حضرت آدم توسط پسر حضرت آدم شيث مرمت شد. پس از سال ها كعبه تخريب شد و حضرت ابراهيم آن را از نو ساخت. پس از آن كعبه آسيب ديد و قصي بن كلاب جد چهارم پيامبر آن را تعمير كرد. در آن زمان كه پيامبر اسلام 35 سال داشتند، كعبه را سيل از بين برد و دوباره از نوساخته شد و پيامبر اسلام حجرالاسود را نصب كرد. در سال 63 در اثر حمله نيروهاي يزيدي كعبه آسيب ديد و در سال 64 خرابي ها و آسيب هاي رسيده به كعبه را تعمير كردند. در سال 73 هجري قمري در زمان حجاج در پي حمله نيروهاي حجاج براي سركوبي عبدالله بن زبير كعبه تخريب شد و به دستور عبدالملك كعبه از نو ساخته شد و حجرالاسود را امام سجاد(ع) نصب كرد (حجر الاسود، نوشته ميرزا محمد كاظميني، ص 51 به بعد). در اين تحولات و تخريب ها حجرالاسود و مقام ابراهيم را حفظ مي كردند و اگر گم مي شدند آنها را پيدا مي كردند وگرنه مصالح ساختماني معمولي كعبه بارها عوض شده است. براي آگاهي بيشتر ر.ك: آثار اسلامي مكه و مدينه، جعفريان.

Holocaust | اجداد یهودیان

Holocaust | اجداد یهودیان




اجداد یهودیان

تشكیل قومی به نام بنی اسرائیل به پیش از حضرت موسی كلیمالله و به ایام حضرت ابراهیم (حدود 3750 سال پیش) باز میگردد. حضرت ابراهیم در شهر اور در نزدیکی رود فرات در بابل آن زمان به دنیا آمد و در آغاز ابرام نام داشت. او فرزند تارخ بود که از طریق بت فروشی امرار معاش می کرد. ابرام از بدو طفولیت بت پرستی پدرش را زیر سوال می برد و در جستجوی حقیقت بود. او سرانجام به این باور رسید که همه کائنات مخلوق یک خالق یکتا است و شروع به آموزش اعتقاداتش به دیگران کرد.

ابرام تلاش کرد پدرش را از بت پرستی بازدارد. یک روز که در دکان پدر تنها بود، تبر را برداشت و همه بتها را به جز بزرگترین آنها در هم شکست و سپس تبر را به گردن بت بزرگ آویخت. وقتی پدرش در بازگشت با این صحنه مواجه شد و از ابرام پرسید که چه رخ داده است، ابرام گفت: "بتها به جان هم افتادند و بت بزرگ بقیه را در هم شکست." پدرش گفت: "مسخره بازی بس است. این بت ها زنده نیستند و قدرتی ندارند و کاری از دستشان بر نمی آید" و ابرام پاسخ داد: "پس چرا آنها را می پرستی؟"

سرانجام خالق یکتایی که ابرام می پرستید او را فراخواند و به او پیشنهادی عرضه کرد: اگر او خانه و کاشانه را ترک کند، خداوند برایش ملتی بزرگ ایجاد خواهد کرد و او را برکت خواهد داد. ابرام به خواست خداوند لبیک گفت و به این ترتیب میثاق میان خداوند و قوم یهود شکل گرفت. این میثاق در دین یهود اهمیتی بنیادین دارد، چرا که یهودیان معتقدند پیمانی با خداوند دارند که شامل حقوق و وظایفی از سوی دو طرف این پیمان است. با گذشت زمان شرایط این پیمان روشن تر گردید و سرانجام تورات از سوی خداوند نازل شد. ابرام برای اثبات این که درخور این میثاق است باید ده آزمایش ایمان را پشت سر می گذاشت که ترک خانه و کاشانه یکی از آنها بود.

نگرانی ابرام این بود که به رغم بالارفتن سن و سالش از فرزندی برخوردار نبود. همسر محبوبش سارای می دانست که از سن بارداری گذشته است و لذا کنیزش هاجر را به عنوان همسر به ابرام عرضه کرد. بنا بر روایات، هاجر از دختران فرعون بود که در زمانی که او در مصر کار می کرد به وی داده شده بود. هاجر برای ابراهیم یک پسر آورد که اسماعیل نام داشت و هم مسلمانان و هم یهودیان او را جد بزرگ همه اعراب می دانند.

۱۳۹۰-۰۴-۱۶

غول رسانه ای دنیا روپرت مرداک کیست



مقاله به معرفی روپرت مرداک و کارها و فعالیت‌های وی در عرصه تجارت رسانه‌ای می پردازد. همچنین هدف این مقاله ارائه دید کلی در مورد شرکت رسانه‌ای نیوزکورپ از ابتدای تاسیس آن تا سال 2007 میلادی و مجموعه اقدامات و ماموریت‌های این شرکت است.



مقدمه
به نظر می‌رسد درقرن بیست و یکم رسانه‌ها بیش از گذشته مهم‌تر و نقش آفرین‌تر شده‌اند. آنها با در پیش گرفتن رویکرد جدید دیجیتالی وتعاملی و هم به لحاظ تنوع و قدرت ارتباطی بیشتر و گسترده‌تر با ساختارهای جدیدی ظاهر شده‌اند. بسیاری از آنها با داشتن تکنولوژی‌های نوین بعنوان بازیگران بین‌المللی شناخته می‌شوند بسیاری دیگر در دست تنها چند مالک، انحصارهای جدیدی را آفریده‌اند.
غول‌های رسانه‌ای مخصوصاً درنظام سرمایه‌داری غربی، به رسانه‌ها به‌عنوان کسب وکار آزاد و صنایع سودآور و به مخاطب به مثابه مشتریان می‌نگرند که مدام باید مصرف کننده کالاهایشان باشد. هرچه مشتری بیشتر، آگهی بیشتر و سود بیشتر خواهد بود. این مسایل، مباحث نوینی را درشناسایی رسانه‌ها گشوده‌اند: انحصار، یکدست شدن محتوا، بازاری شدن محتوا و مخاطب و ادغام و...
رسانه‌های متنوع و گسترده بین‌المللی تنها در دست چند مالک، نظام‌های رسانه‌ای را به چالش می‌کشند. دراین بین شناسایی یکی از غول‌های رسانه‌ای که توانسته در کمتر از نیم قرن از یک بنگاه روزنامه به یک امپراتوری عظیم رسانه‌های الکترونیکی وتعاملی دست یابد و آشنایی با مدیری که با ذکاوت و مدیریت خاص از گردانندگان دهکده جهانی باشد، می تواند برای تصمیم‌گیری آینده رسانه کشورها تاثیرگذارباشد.

۱۳۹۰-۰۴-۱۱

تاریخچه ی قوانین خانواده



وبلاگ تخصصي حقوق ايران


خبرگزاري فارس: قوانين‌ ايران‌ در زمينه‌ حقوق‌ زن‌ به‌ مقدار زيادي، مبتني‌ بر فقه‌ اسلام‌ با گرايش‌ مذهب‌ اماميه‌ است. در نظام‌ حقوقي‌ اسلام، مخاطبين‌ احكام‌ و قوانين‌ انسانها هستند و مقررات‌ ديني‌ اختصاصي‌ به‌ مرد يا زن‌ ندارد.
-2 قوانين‌ "خانواده "
قانون‌ مدني‌ در زمينه‌ حقوق‌ خانواده، كوشيده‌ است‌ از فقه‌ اماميه‌ پيروي‌ كند، فقهي‌ كه‌ تنها حقوق‌ و قانون‌ خشك‌ نيست‌ بلكه‌ آميزه‌اي‌ از حقوق‌ و اخلاق‌ است‌ و بلحاظ‌ تمام‌ وضعيتهاي‌ روحي‌ و جسمي‌ اعضاي‌ خانواده‌ وضع‌ شده‌ است.
"در مورد خانواده‌ باظرافتهاي‌ خاص‌ آن‌ تنها مقرراتي‌ مي‌تواند كارايي‌ داشته‌ باشد كه‌ دو عنصر اخلاق‌ و حقوق‌ را در هم‌ آميخته‌ و براي‌ تنظيم‌ امور خانواده‌ باتوجه‌ به‌ آن‌ دو عامل، مقرراتي‌ را جعل‌ كند. بنابراين‌ بايد براي‌ يافتن‌ قواعد حاكم‌ بر روابط‌ خانوادگي‌ در كنار كاوشهاي‌ حقوقي‌ از جامعه‌ شناسي‌ خانواده‌ نيز ياري‌ بخواهند، در تفسير قواعد، آرمانهاي‌ مذهبي‌ و انساني‌ را از عوامل‌ مؤ‌ثر شمارند، زيرا استحكام‌ خانواده‌ بر پاية‌ همين‌ سنت‌ها و آرمانها نهاده‌ شده‌ است‌ و ريشه‌ بسياري‌ از قواعد در آنها نهفته‌ است. باتوجه‌ به‌ اين‌ مطلب‌ مي‌توان‌ گفت‌ حقوق‌ خانواده، رنگ‌ و چهرة‌ ديگر دارد و جنبة‌ انساني‌ و عاطفي‌ آن‌ بر سيماي‌ منطقي‌ قواعد، غلبه‌ دارد و همه‌جا سايه‌ افكنده‌ است. "(6)
با ناديده‌ گرفتن‌ اين‌ مهم‌ نه‌تنها نمي‌توان‌ در جهت‌ استحكام‌ خانواده‌ به‌ عنوان‌ مهمترين‌ هسته‌ اجتماع‌ قدمي‌ برداشت‌ بلكه‌ زمينه‌ تضعيف‌ آن‌ نيز فراهم‌ مي‌آيد.
"قوانيني‌ را كه‌ با اعماض‌ از آنچه‌ گفته‌ شد تنظيم‌ شده‌ است‌ جاي‌ نكوهش‌ دارد. به‌ عنوان‌ مثال، زير فشار نيروهاي‌ پنهان‌ و آشكار پاره‌اي‌ از گروهها، قواعدحاكم‌ بر خانواده‌ دگرگون‌ شد و ناتواني‌ مجالس‌ قانونگذاري‌ باعث‌ گرديد تا در سال‌ 1346 و 1353 قوانين‌ طلاق‌ و نكاح‌ و بخشي‌ از قواعد ولايت‌ يكسره‌ تغيير كند ... دولت‌ از اين‌ اقدام‌ خوشنود مي‌نمود، زيرا به‌ قصر ملكوت‌ و پايگاه‌ ملي‌ رخنه‌ مي‌كردمي‌خواست‌ نظم‌ خويش‌ را جانشين‌ سنت‌ و اخلاق‌ كند و توفيق‌ در اين‌ راه‌ حتي‌ به‌ بهاي‌ واژگون‌ گردن‌ اين‌ قلعه‌ مي‌ارزيد. جمعي‌ از كوته‌ نظران‌ شادمانه‌ زمزمه‌ مي‌كردند كه‌ سرانجام‌ "اجتماعي‌ شدن " حقوق‌ به‌ خانواده‌ها نيز كشيده‌ شد و زورگويي‌هاي‌ فردي‌ جاي‌ خود را به‌ "عدالت‌ خواهي " داد. اقليتي‌ نيز پيروزي‌ خود را جشن‌ گرفتند كه‌ نيروي‌ اهريمني‌ سنتها را شكستيم‌ و آنچه‌ را مي‌خواستيم‌ بر جايش‌ نشانديم. ولي‌ آنچه‌ بر جاي‌ ماند بالا رفتن‌ آمار طلاق، فزوني‌ يافتن‌ كودكان‌ بي‌هويت‌ و گريز جوانان‌ از تشكيل‌ خانواده‌ و تنزل‌ ارج‌ و احترام‌ زن‌ در جامعه‌ بود. سازمان‌ عاريتي‌ زنان‌ كه‌ خود را فاتح‌ بزرگ‌ ميدان‌ مي‌دانست، بيش‌ از همه‌ براي‌ آنان‌ ضرر به‌بار آورد و آنچه‌ بدست‌ آورد سرابي‌ بود كه‌ ارزش‌ اين‌ خسران‌ را نداشت‌ ... به‌ اجمال‌ مي‌توان‌ گفت‌ قانونگذار چنانچه‌ شايسته‌ عنوان‌ "حمايت‌ خانواده " است‌ دراين‌باره‌ به‌ وضع‌ قواعد نپرداخته‌ و گاه‌ انحلال‌ بيهوده‌ خانواده‌ را نيز دامن‌ زده‌ است ".(7)