مقدمه
به نظر میرسد درقرن بیست و یکم رسانهها بیش از گذشته مهمتر و نقش آفرینتر شدهاند. آنها با در پیش گرفتن رویکرد جدید دیجیتالی وتعاملی و هم به لحاظ تنوع و قدرت ارتباطی بیشتر و گستردهتر با ساختارهای جدیدی ظاهر شدهاند. بسیاری از آنها با داشتن تکنولوژیهای نوین بعنوان بازیگران بینالمللی شناخته میشوند بسیاری دیگر در دست تنها چند مالک، انحصارهای جدیدی را آفریدهاند.
غولهای رسانهای مخصوصاً درنظام سرمایهداری غربی، به رسانهها بهعنوان کسب وکار آزاد و صنایع سودآور و به مخاطب به مثابه مشتریان مینگرند که مدام باید مصرف کننده کالاهایشان باشد. هرچه مشتری بیشتر، آگهی بیشتر و سود بیشتر خواهد بود. این مسایل، مباحث نوینی را درشناسایی رسانهها گشودهاند: انحصار، یکدست شدن محتوا، بازاری شدن محتوا و مخاطب و ادغام و...
رسانههای متنوع و گسترده بینالمللی تنها در دست چند مالک، نظامهای رسانهای را به چالش میکشند. دراین بین شناسایی یکی از غولهای رسانهای که توانسته در کمتر از نیم قرن از یک بنگاه روزنامه به یک امپراتوری عظیم رسانههای الکترونیکی وتعاملی دست یابد و آشنایی با مدیری که با ذکاوت و مدیریت خاص از گردانندگان دهکده جهانی باشد، می تواند برای تصمیمگیری آینده رسانه کشورها تاثیرگذارباشد.