پرتال دانلود - دانلود | بهترین فرمت برای تماشای فیلم

در اواسط قرن بیستم، زمانی که سینما تبدیل به بخشی از زندگی مردم شده بود و تلویزیون هم داشت جایش را در خانهها باز میکرد، یک سوال برای خیلیها مطرح شده بود: آیا میتوان فیلمهایی را که از سینما و تلویزیون پخش میشوند، در خانه هم داشت تا بتوان در هر زمانی آنها را دید؟ برای رسیدن به جواب این سوال، تنها چند سال صبر لازم بود.

بهترین فرمت برای تماشای فیلم
در اواسط قرن بیستم، زمانی که سینما تبدیل به بخشی از زندگی مردم شده بود و تلویزیون هم داشت جایش را در خانهها باز میکرد، یک سوال برای خیلیها مطرح شده بود: آیا میتوان فیلمهایی را که از سینما و تلویزیون پخش میشوند، در خانه هم داشت تا بتوان در هر زمانی آنها را دید؟ برای رسیدن به جواب این سوال، تنها چند سال صبر لازم بود.
سال ۱۹۷۶ بود که اولین نسل دستگاه پخش ویدیوی خانگی به بازار آمد. در آن هنگام، تصاویر ویدیویی (که از این به بعد آن را ویدیو خواهیم خواند) روی نواری مغناطیسی ذخیره میشدند. دو بافت کلی برای نوار ویدیویی وجود داشت: بتامکس و VHS. به این ترتیب بود که ابزارهای ذخیرهسازی تصاویر ویدیویی به خانهها آمدند. حالا دیگر نه تنها میشد فیلمها را داشت، بلکه میشد از روی آنها کپی هم گرفت و از همه مهمتر، فیلمبرداری هم کرد و روی نوار ذخیره نمود. اما این پایان کار نبود ودر اواسط دههی ۹۰ میلادی، انقلاب اصلی ویدیو رویداد. تا پیش از این زمان، ذخیرهسازی به حالت آنالوگ انجام میشد. ازآن به بعد بود که ضبط تصاویر ویدیویی به حالت دیجیتال میسر شد. یعنی تصاویر ویدیویی به جای آن که به موج تبدیل شده و روی نوار مغناطیسی ذخیره شوند، به شکل دادههایی متشکل از صفر و یک درآمده و در ابزارهای ذخیرهسازی دیجیتال ذخیره میشوند. از آن هنگام تاکنون، فنآوری راه درازی را پیموده تا این که حالا به Blue-Ray رسیده است. دیجیتالی شدن، باعث شده که حالا تصاویر ویدیویی روی کامپیوترها، پخشکنندههای قابل حمل، ایتترنت وگوشیهای موبایل، همهگیر شوند.
دیجیتالی شدن دادهها، امکانات زیادی به ما میدهد. از جمله این که میتوان یک فیلم را بدون افت کیفیت کپی کرد یا برای مدتی طولانی نگاه داشت، سرعت کپی کردن بسیار کاهش مییابد، و از همه مهمتر، این امکان را فراهم کرده است که بتوان آنها را در بافتهای مختلف و روی رسانههای گوناگون ذخیره کرد. در این مقاله، میخواهیم به همین موضوع بپردازیم.
نبرد کیفیت وحجم
طبق اصل Trade-Off یا سبک سنگین کردن، از بین کیفیت و حجم فایل حاصل باید یکی را ترجیح داد. در اکثر مواقع، با افزایش کیفیت، حجم هم افزایش مییابد و با کاهش حجم، مجبوریم تن به افت کیفیت بدهیم مثلا اگر قرار باشد با سرعت ۵۶ کیلوبیت در ثانیه، یک فایل ویدیویی از اینترنت بگیریم، به احتمال فراوان ترجیح میدهیم فایلمان کیفیت پایینتری داشته باشد تا سریعتر دریافت شود. پس مجبوریم از بین کیفیت و حجم، یکی را قربانی کنیم. برای روشنتر شدن موضوع، مثالی میزنیم:
فرض کنید با دوربین فیلمبرداری خود دارید از منظرهای به مدت ده ثانیه فیلم میگیرید و نرخ فریم آن، ۳۰ فریم در ثانیه است. یعنی در هر ثانیه ۳۰ تصویر گرفته میشود (با نمایش پشت سر هم این تصاویر است که به تصویر ویدیویی میرسیم). کیفیت تصویر هم معمولا به این ترتیب است که تصویر، به شیوهیNTSC DV فیلمبرداری شده، اندازهی هر فریم ۴۸۰×۷۲۰ پیکسل است و برای رنگ هم ۳۲ بیت برای هر پیکسل در نظر میگیریم (معمولا اینها مقادیر پیش فرض برای فیلمبرداری دیجتال است، یعنی دوربین شما بدون این که تنظیماتش را تغییر دهید، فیلمی با این مشخصات میگیرد).
خب، ۱۰ ثانیه فیلمبرداری کردید و هر ثانیه ۳۰ فریم داشت، که میشود ۳۰۰ فریم. هر فریم هم ۱/۳۲ مگابایت جا میگیرد و به این ترتیب، ۳۹۵/۵ مگابایت فضا برای ضبط این منظره استفاده شده است. کمی حساب و کتاب نشان میدهد که یک ساعت فیلمبرداری، حول و حوش ۱۴۲گیگابایت ناقابل فضا میخواهد. اما مسئله فقط ذخیرهسازی نیست. اگر بخواهید، میتوانید یک انبار سخت دیسک خریداری کنید و هر روز از مناظر اطرافتان یک ساعت فیلم بگیرید! اما اگر خواستید فیلمها را به فرد دیگری هم بدهید چه؟ جابهجا کردن فیلم روی چه رسانهای انجام شود بهتر است؟
اگر بخواهید هنرنمایی خودتان را به دوستان و آشنایان هم بدهید، میتوانید آن را روی یک DVD رایت کنید. در این صورت، فقط دو دقیقه و ۲۲ ثانیه از فیلم را میتوانید رایت کنید. تازه، صداهایی را که در حین فیلمبرداری در اطراف به گوش میرسد را هم نمیتوانید منتقل کنید، چون ما تمام فضا را به ضبط تصاویر اختصاص دادهایم و جایی روی DVD نمانده که صدا را هم ضبط کنیم.
پس چه کنیم؟